دنیا از دید من

اخبار و تحلیل های شخصی و متفاوت از سراسر وب

دنیا از دید من

اخبار و تحلیل های شخصی و متفاوت از سراسر وب

یک بازی کم اهمیت ولی پر هزینه

همانطور که می دانید  روزجمعه این هفته دو تیم استقلال و پیروزی با هم مسابقه دارند.در این بازی هم مانند  مسابقات چند سال اخیر دو تیم ،  از داوران خارجی  استفاده میشود که مبادا نعوذ بالله حقی از تیمی ضایع شود. هر چند که تجربه نشان داده که داوران خارجی هم در اشتباه کردن چیزی از همتایان ایرانی خود کم ندارند اما باز مسئولان فدراسیون تاکید دارند که از داوران خارجی استفاده کنیم.

امسال هم طبق سنت چند ساله اخیر باید چند ده هزار دلار از خزانه بیت المال را تقدیم این داوران خارجی کنیم. چه لزومی دارد که برای یک بازی معمولی که سر انجامش چیزی جز ضرر و زیان به ورزشگاه و اتوبوسهای شرکت واحد نیست ، چنین هزینه گزافی را پرداخت کنیم؟چرا ما از داور ایرانی استفاده نمی کنیم؟

خوشبختانه در کشورمان ، داور بین المللی کم نداریم .و هر کدام از آنها همیشه در حال قضاوت در کشورهای دیگر هستند.پس چرا ما نباید از آنها استفاده کنیم؟مگر ما برای داوران کشورمان هزینه میکنیم برای چه وقت؟ ما الان به هنر آنها نیاز داریم.

   

ما برای این بازی باید هزینه بلیت رفت و برگشت و هزینه اقامت 3 نفر را پرداخت کنیم و در آخر هم اگر در قضاوتشان اشباهی کردند نمیتوانیم آنها را توبیخ کنیم.چرا ؟ چون آنها خارجی هستند و ما به آنها دسترسی نداریم.مگر یادتان رفته همین چند سال پیش که یک داور از شرق آسیا قضاوت بازی استقلال و پیروزی را به عهده داشت باعث جنجال بزرگی در بازی شد که طی آن تعدادی از بازیکنان بعد از بازی محرو م شدند چون داور در وسط بازی راست وایستاده بود و هیچ کاری برای برقراری نظم بازی انجام نداد.  

در صورتی که اگر ما از داور ایرانی استفاده کنیم می توانیم همان هزینه ای که صرف داوران خارجی می کنیم ،صرف رسیدگی به وضع ورزشگاه و اتوبوسهای شرکت واحد بعد از بازی کنیم .

و در آخر اینکه ای کاش دولت محترم که شعار " برقراری عدالت برای همه " را سرلوحه کار خود قرار داده ، دستور میدادند  تا از داوران ایرانی استفاده شود و هزینه داوران خارجی صرف رسیدگی به گسترش ورزش در کشور شود.باور کنید اگر دولت جلو همین ریخت وپاش هایی این چنینی (هر چند به ظاهر کوچک ) را بگیرد ما  می توانیم طرح هایی که چندین سال است فقط برای چند میلیون ناقابل بلاتکلیف مانده اند را کامل کنیم.

 

توضیح :به دلیل بعضی موارد مجبور شدم که نسخه اصلی این پست را تغییر بدم .و از همه کسانی که چند ساعت پیش با پیغام اصلاحیه  این پست مواجه شدند معذرت میخواهم.

 

یک خبر ساده !

 اول بذارید فرا رسیدن عید سعید فطر رو به همه شما تبریک بگم. و امیدوارم که عبادات همگی ما مورد مقبول خدای باریتعالی قرار گیرد. دیروز و دیشب که اخبار را گوش میکردم چند خبر جالب  شنیدم که شاید شما هم شنیده باشید اما خب دوباره شنیدنش خالی از لطف نیست.

دیشب اخبار پس از اعلام حلول ماه شوال و عید سعید فطر گفت که هیات وزیران روزهای  4 شنبه و 5 شنبه را تعطیل رسمی اعلام کرده است.با شنیدن این خبر سرم سوت کشید.چهار روز تعطیلی پشت سر هم  ضربه ای بزرگ به اقتصاد داخلی کشور خواهد زد.اما ظاهرا دولت به این مورد فکر نکرده است .شاید هم فکر کرده ولی با خود گفته که اهمیتی ندارد!! ساده ترین مشکلی که در این 2 روز تعطیلی اضافی ممکن است  پیش بیاید این است که اگر بدبختی مریض شود ونیاز به پول داشته باشد بانکها همگی تعطیل هستند. و طرف ممکن است به هزار فلاکت و بدبختی بیافتد.همه که کارت اعتباری ندارند تا هر موقع که دلشان خواست از دستگاههای خودپرداز پول بردارند.

می بینید گویی همگی از فراسیدن عید فطر آنچنان شوق زده و جوگیر شده اند که تمام قوانین را زیر پا گذاشته اند.مجلس همین چند ماه پیش قانونی را برای کاهش تعطیلات تصویب کرد .اما ظاهرا این قانون بی فایده بود چون اصلا به آن عمل نشد.

امیدوارم که در این روز عزیز خداوند ما را به آنچه که خیر ما در آن است هدایت کند. آمین

کشور با سواد ها!!

در طی چند سال اخیر و مخصوصا از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی به این طرف مردم و مسئولان نگاه ویژه ای  به قشر " دانشجو " پیدا کرده اند.اکثر جوانان محصل (اعم از دختر و پسر) دوست دارند که وارد دانشگاه شوند تا لقب بی ارزش و گاهی اوقات دردسر ساز "دانشجو" به آنها اطلاق شود.البته در اینکه بعضی ها به خاطر افزایش علم و اطلاعاتشان وارد دانشگاه میشوند هیچ شکی نیست اما افرادی  ازین قبیل خیلی کم هستند.

سالها قبل ، ورود به دانشگاه خیلی مشکل بود و اگر کسی در دانشگاه قبول میشد واقعاً شاهکار کرده بود. حداقل چیزی حدود یک دهه پیش دانشجویان ما از روی حساب و کتاب درس میخواندند و فهم مطلب و کاربرد آن ، از گرفتن مدرک برایشان مهمتر بود .اما امروزه چون راههای ورود به دانشگاه بیشتر و آسانتر شده  دانشجویان فقط به فکر گرفتن مدرک هستند. و نحوه گرفتن مدرک برایشان اصلا مهم نیست .

در یک حساب سر انگشتی سالانه چیزی حدود یک میلیون و دویست هزار نفر فقط از طریق کنکور سراسری پذیرفته میشوند.اگر دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاههای علمی کاربردی ،آزاد و فراگیر پیام نور و سایر دانشگاهها را حساب کنیم چیزی حدود 2 میلیون دانشجو سالانه پذیرفته میشوند و به تبع آن 2 میلیون نفر هم تحویل بازار کار پوشالی کشور میشوند.حتی در دوره اخیر بازار کار حتی برای رشته خوبی همچون پزشکی و مهندسی هم دارد ازبین میرود. حالا همه در خانواده خود یک دکتر و مهندس دارند!!

البته این رقم بالای دانشجو و فارغ التحصیلان دانشگاهها در کشور، حکایت از رشد سواد و بینش مردم را میدهد . ولی چیزی که اینجا اهمیت دارد این است که این افزایش سطح سواد مردم به چه قیمتی است؟ اکثر افراد باسواد در جامعه(فارغ التحصیلان دانشگاهها) الان بیکار هستند و یا در حرفه ای به غیر از رشته تخصصی خود مشغول به کار هستند.که این خود سبب میشود کشور رشد نکند .ایران در طی چند سال اخیر تبدیل به کشور باسوادهای بیکار شده است.و این روند در سالهای آینده هم همچنان ادامه دارد.

و نکته جالبتر اینکه آقای احمدی نژاد به هر شهر و کوره شهری که سفر میکند، قول ساخت یک مرکز پیام نور را میدهد !! حال شما خود حساب کنید که وضعیت بازار کار و جوانان در چند سال آینده چگونه خواهد شد.

من همواره گفته ام که در آینده ای خیلی نزدیک در کشور باسوادمان ، آگهی استخدام به این صورت در خواهد آمد: به چند کارگر ساده با لیسانس نیازمندیم!

.

دنیا دیگه مثل تو نداره!

چند روز قبل داشتم(حدود ده روز قبل)داشتم تو سایت خبری بازتاب  میچرخیدم که مطلبی با عنوان " دنیا دیگه مثل تو نداره" نظرم رو جلب کرد .حالا من این مطلب رو برای شما مینویسم.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: از این به بعد، گروه‌های متقاضی برای نشر آثار موسیقی، علاوه بر نهادهای قبلی، باید موافقت «حراست» این وزارتخانه را هم جلب کنند. با توجه به این‌که نهاد «حراست» در همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی، یک نهاد بسیار جدی و رسمی است، پیش‌بینی ما این است که جلب رضایت «حراست» وزارت ارشاد به ویژه برای گروه‌های موسیقی پاپ چندان آسان نباشد. برای نمونه؛ متن یکی از ترانه‌های پاپ بسیار مشهور را که پیش از این، مجوز پخش گرفته به «حراست دور برگردان*» دادیم تا چنانچه به نظرشان تغییراتی لازم است، اعمال کنند. نتیجه را می‌بینید:


به: مدیریت محترم دوربرگردان م.ف

از: حراست دور برگردان

موضوع: نظارت و تعیین صلاحیت شعر سرود ارسالی

با سلام

بدین‌ وسیله به اطلاع می‌رساند اشعار سرود «دنیا دیگه مثل تو نداره» که برای تعیین صلاحیت به این نهاد ارسال شده بود، دارای اشکالات متعددی است که موارد مشکل‌دار و اصلاحات پیشنهادی ذیلا تقدیم می‌شود.

 

نظریه تکمیلی:

با توجه به اشکالات متعدد فوق، خواهشمند است عوامل این اثر را سریعا به این «حراست» تحویل نمایید تا ارشادات تکمیلی روی آنها صورت گیرد.

تقریباً از زمان خاتمی به این طرف موسیقی به اصطلاح پاپ  رشد کرد و هرکس از خونه اش قهر میکرد میومد تو میدون و یه کاست بیرون میداد(البته منظور من خوانندگی آقای بنیامین بهادری نیست چون من خودم آهنگهاشو دوست دارم.) و در همین زمان بود که اولین show مجاز ایرانی وارد بازار شد.(فکر کنم اولین showمریوط به گروه آریان باشد) و کمکم خواننده ها جرات پیدا کردند و به جای رفتن به خارج(آمریکا و کانادا) در همین ایران خودمان شروع به خواندن شعر های عاشقانه کردند که هرروز هم از صدا و سیما به طور مکرر پخش میشود.اینها رو گفتم که بگم به نظر من بعد از این همه سال که خواننده ها آزاد بودند البته به جز دوران آقای احمدی نژاد حالا چه طوری میخوان جلو این کار رو بگیرند .یعنی اینکه شعرها رو فیلتر کنند.به نظر من با این کار باز دوباره خواننده ها میرند خارج.

مردم مهربان

چند هفته ای است که برنامه " مردم ایران سلام "سوالی را با این مضمون مطرح کرده : ‹‹که آیا ما مردم مهربانی هستیم یا نه؟›› و هر روز نظرات مردم را در مورد آن جویا میشود. و مردم هم جوابهای مختلفی به آن میدهند.

 

بعضی ها معتقدند که اصلاً در جامعه امروزی چیزی به نام مهربانی وجود ندارد و در پس هر مهربانی یک حیله و مکری وجود دارد و گروهی دیگر معتقدند مردم ایران بهترین و مهربانترین مردم جهان هستند!! و گروهی هم هستند که این سوال رو و واژه " مهربانی " رو مسخره میکنند.

اما به نظر من ،ما ایرانی ها در حال تبدیل شدن به آدمهای خاکستری رنگ هستیم.چیزی بین خوبی و بدی ،مهروزی و کینه ورزی!به نظر من ما اکثر اوقات نسبت به اتفاقاتی که در اطرافمان اتفاق می افتد بی احساس می شویم و برایمان مهم نیست که چه اتفاقی افتد .

 

این حس خاکستری ما با اعتقاد به آیین اسلام داشتن و ادعای مسلمانی کردنمان کمی یا شاید هم بیشتر در تضاد قرار دارد!! البته اسلام انسان را در انجام کار نیک و بد آزاد گذاشته و  او را مجبور به انجام کاری نکرده ولی آیا این درست است که بی تفاوت باشیم.البته بگم که من خودم هم گاهی اوقات بی احساس می شوم ولی خب چه کنم که رسم زمانه عوض شده!! اما آیا واقعا ما آدمهای مهربانی هستیم؟

یا مهدی(عج)

برای سلامتی آقا امام زمان صلوات

فرارسیدن میلاد آقا امام زمان (عج) را به همه شما دوستان تبریک میگویم و از همه شما تقاضای دعا دارم.YA MAHDI

روز جوانان ایران به نام نصرالله !!

دیروز که در حال خواندن روزنامه بودم چشمم به مطلبی برخورد که داشتم از تعجب شاخ در میا وردم.

 

امام جمعه موقت تهران(آیت الله جنتی) روز جمعه خواستار نامگذاری روز جوان به نام سید حسن نصرالله شد!! وی با اشاره به مقاومت حزب الله گفت: با توجه به رادمردی حزب الله و رهبر آنان، نصرالله،روز جوان را باید روز سید حسن نصرالله نامید . و از او به عنوان الگو نام برد.

برای من جای سوال دارد که چرا ما باید روز ملی جوان را در کشورمان به نام یک فرد خارجی نامگذاری کنیم .البته منظور من  این نیست که من از ایشان بدم می آید نه چون اگه مطالب قبلی منو بخونید متوجه می شوید که من خود طرفدار حزب الله و شخص نصرالله  هستم .اما موضوع اینست که ما در ایران خودمان آنقدر جوان موفق و دانشمند و خلاق و با اراده  زیاد داریم که می توانیم به سایر کشورها نیز صادر کنیم.حال چرا ما باید یک فرد خارجی را به عنوان الگو انتخاب کنیم؟

 

ما در زمان جنگ جوانان زیادی داشتیم که فرمانده جنگ بودند و مدیریت میکردند.و در حال حاضر هم برای نمونه می توان همین دانشمندان هسته ای کشورمان را نام ببریم که  همگی جوان و با اراده هستند و چیزی از نصر الله کم ندارند.

 

نمی دانم چرا ما گاهی اوقات  حس وطن پرستی و ایران دوستی خودمان را فراموش می کنیم.

نگاهی کوتاه به طرح جمع اوری دیشهای ماهواره

در طی چند روز اخیر بحث و جدل های زیادی در مورد جمع آوری دیش های ماهواره توسط نیروی انتظامی صورت گرفته است.اکثر افراد، مخالف جمع آوری گیرنده ای ماهواره هستند و این عمل را نقض حقوق شهروندی اعلام میکنن!! اما ظاهراً اطلاع ندارند که طبق قانون ایران استفاده از گیرنده های ماهواره فقط برای برخی سازمان های خاص مجاز است و برای سایر افراد غیر مجاز!

البته وزیر ارشاد در مصاحبه ای که چند روز پیش در جمع خبرنگاران داشت اعلام کرد که نیروی انتظامی فقط دیش هایی را جمع آوری میکند که در محل دید ناجا قرار دارند.پس اگر شما روی دیش خود را با هزارتا آت وآشغال و غیره پوشاند ه اید نگران توقیف آن نباشید!

البته به نظر من این کار فایده ای ندارد چون با توجه به قیمت کم و ارزان گیرنده ها فرد اقدام به خرید دیش تازه ای میکند.حکایت جمع اوری دیشها مثل حکایت فیلتر کردن سایتهاست.که زمانی که یک سایت را مسدود می کنند فرد با استفاده از یک آنتی فیلتر راحت تر و بهتر به آن سایت دسترسی پیدا میکند!

البته سعید ابوطالب نماینده تهران چند ماهی است که طرح استفاده محدود شده و هدایت شده استفتده از ماهواره را ارئه کرده است اما ظاهرا هنوز این طرح اشکالات اساسی دارد و معلوم نیست که چه وقت به تصویب و مرحله اجرا برسد.

 

به امید روزی که همه بتوانیم از امکانات  در جهت صحیح و مجاز استفاده کنیم.